جعفر شهرى باف

34

طهران قديم ( فارسى )

كه اى مقرب درگاه حضرت بارى * چنين ز خامه تقدير حكم شد جارى كه عرش را ملك العرش زيب و زيور توست * بعرش عقد بتول از براى حيدر توست چه اگر داراى نقدينه‌اى براى پرداخت مهريهء فاطمه نميباشى خداى جليل خمس دنيا و ثلث بهشت را با چهار نهر فرات و نيل و نهروان و بلخ مهريهء او قرار داده است . در اينجا روضهء عروسى صورت گريز و روضهء عزا گرفته ، واقعهء كربلا و نهر فرات و لب تشنگى حسين و اطفال او جلو ميآيد ، كه نهر فراتى را كه خدا مهريهء فاطمه قرار داد اشقيا پسرش را در كنار همان با لب تشنه سر از بدن جدا مينمايند و زنها اشك مفصلى ريخته حاجات خود را خواسته ، مجددا صحنه به صورت اول بازگشته دنبال مىشود . در اينجا رسول خدا احوال كار با حضرت زهرا در ميان ميگذارد و نظر او را خواستار ميگردد و از سكوت فاطمه بوى قبول ميشنود و همسران خويش را طلبيده دستور زينت و آرايش فاطمه و حجرهء زفاف ميدهد و در اين وقت باز جبرئيل حاضر شده عرضه ميدارد خداوند مهمانى كامل اين عروسى و جشن جميل اين وصلت را در عرش بر پا كرده است و به من چنين فرموده : بگو با ملايك به وضع نكو * سوى بيت معمور « 27 » آرند رو بچرخ چهارم منادى كنند * ندا تا كه ، هر ذره شادى كنند به راحيل « 28 » گو همچو مدحت سراى * پى خطبه خوانى بمنبر برآى بگو تا همه انبيا و رُسُل * بعشرت بكوشند از جزء و كل به كيوان « 29 » بگو همچو يكدل غلام * بده بزم عيش فلك را نظام به بهرام « 30 » گو خنجر از كف گذار * به پا باش چون نوكر چوب دار

--> ( 27 ) . مىگويند بيت المعمور خانه‌ايست شبيه بيت المقدس در چرخ چهارم . ( 28 ) . نام يكى از ملائك مقرب . ( 29 ) . ستارهء زحل . ( 30 ) . ستارهء مريخ .